گزارش

فریده چاجی؛ سانسور خوب است، اما نباید از سانسورچی تشکر کرد
فریده چاجی؛ سانسور خوب است، اما نباید از سانسورچی تشکر کرد
11 سپتامبر 2017 by محمد تنگستانی

ضرب‌المثل«زبان سرخ‌ سر سبز می‌دهد برباد» را برخی رعایت بیان و نکته‌سنجی می‌دانند وعده‌ای آن را محافظه‌کاری و خودسانسوری تعریف می‌کنند. در پروژه جدیدی که ما برای شما تهیه‌کرده‌ایم قرار است به «خودسانسوری» بپردازیم. در این پروژه سه سؤال مشترک از تمام مصاحبه‌شونده‌ها پرسیده می‌شود و در بین پاسخ آنها اگر پرسشی بود مطرح می‌کنیم. نیت ما در این پروژه و مجموعه مصاحبه‌هایی که قرار است منتشر بشود، به چالش کشیدن مصاحبه‌شونده‌ها نیست. ما تعریف آنها از خودسانسوری را به شما انعکاس می‌دهیم و اگر تمایل داشته باشند یک نمونه از خودسانسوری زندگی فردی و یا اجتماعی‌شان را با شما به اشتراک می‌گذاریم و درصورتی‌که تمایل به این کار نداشته باشند برای شما خواهیم نوشت. در این پروژه مصاحبه‌شونده‌ها را برخلاف کارهایی که تاکنون برای شما منتشر کرده‌ایم، معرفی نمی‌کنیم و علتش  برابر بودن افراد یک جامعه در مقوله خودسانسوری، در این پروژه است. شما نیز می‌توانید در پروژه خودسانسوری شرکت کنید و مصادیقی از خودسانسوری در فعالیت‌های ادبی-هنری، دوران تحصیل و یا زندگی شخصی خود را به نشانی اینستاگرام ما ارسال کنید. سی‌ویکمین نفری که با او گفت‌وگو کرده‌ایم فریده چاجی است. خانم چاجی در تعریف خودسانسوری می‌گوید:
ـ به نظر من خودسانسوری تمام عواملی هستند که باعث می‌شوند انسان احساسات و نظرات خودش را به طور کامل بازگو نکند یا نشان ندهد. این بازگو نکردن می‌تواند دلیل‌های مختلفی داشته باشد، ممکن است به خاطر ترس‌های مبهمی باشد که از بچگی به ما یاد داده‌اند، منظورم همان چیزی است که به اسم باحیا بودن در فرهنگ ما از آن یاد می‌شود و ترس قضاوت شدن از طرف مردم که با «وای مردم چه خواهند گفت» در بین ما ایرانی‌ها رواج دارد. در این نوع خودسانسوری‌ها ممکن است چیزی را از خواهرت، همسرت و به طور کلی از نزدیکترین افراد زندگی‌ات مخفی کنی اما دسته دیگری از خودسانسوری‌ها مربوط به موقعیتی می شود که کسی آن را به تو تحمیل می‌کند و تو آن را نمی‌خواهی فقط مجبور به پذیرش آن هستی.

 

خود‌سانسوری را یک بداخلاقی فرهنگی تعریف می‌کنید یا محافظه‌کاری؟
ـ به نظر من نمی‌شود این دو را از هم جدا کرد. انسان هر احساسی که دارد برخواسته از فرهنگ اوست. یعنی فرهنگ ما روی تمام دیدگاه‌های ما و برداشت‌هایی که از جهان اطرافمان داریم و عکس العملی‌هایی که نسبت به وقایع اطرافمان داریم تاثیرگذار است.  اگر محافظه کار هستیم پس حتما فرهنگ‌مان، ما را این‌گونه محافظه‌کار تربیت کرده است. احتمالا محافظه‌کاری پسندیده‌تر بوده، به نفع‌مان بوده یا اصلا چیز رایجی در جامعه بوده یعنی هنجار جامعه همین بوده که محافظه‌کار باشیم و خودسانسوری کنیم و اتفاقاً اگر خلافش را انجام می‌دادیم در جامعه عجیب ظاهر می‌شدیم.

 

برخی بر این باور هستند که سانسور، سبب خلاقیت می‌شود. شما به این گفته، باور دارید؟
ـ از جهاتی بله، مثلا مترجم یا نویسنده وقتی می‌داند اگر فلان مطلب را بنویسد یک نفر هست که اجازه انتشار کارش را به او نخواهد داد یا بخش‌هایی از متن را حذف می‌‌کند مسلّم است که باید بیشتر از حد معمول فکر کند تا بتواند مطلب را به مخاطبش برساند یعنی مجبور است بیشتر فکر کند و خلاقیتی به خرج بدهد تا بتواند همه را راضی نگه دارد. هم خودش را راضی نگه دارد، که بالاخره به طریقی حرفش را زده باشد، هم مولفی که قرار است اثرش سانسور شود، راضی بماند. بنابراین بله، سانسور از جهاتی می‌تواند باعث خلاقیت بشود اما این احتمال الزاماً نشان‌دهنده این نیست که خودسانسوری چیز خوبی است و باعث نمی‌شود که ما از سانسورچی به خاطر این کارش تشکر کنیم. 

 

 پیش فرض ما این است که جامعه ایران جامعه‌ای خودسانسور است. گمان می‌کنید که این خودسانسوری ریشه در فرهنگ ایران دارد یا تاریخ و اتفاقات سیاسی؟ 
ـ به نظر من همیشه‌ در تاریخ ایران، حکومت‌های تمامیت‌خواهی بوده‌اند که باعث شده‌اند خودسانسوری در وجود مردم نهادینه شود. شاید میزان این تمامیت‌خواهیِ حکومت‌ها در دوران مختلف کم و زیاد شده باشد، شاید یک دوره‌ای فضا بازتر شده باشد اما در کل، ایران هیچ‌وقت از لحاظ فکری جامعه‌‌ای باز نداشته است. منظورم از جامعه‌ باز، جامعه‌ای است هر شهروندی اجازه داشته باشد هر طوری که واقعا هست خودش را بروز دهد و ترسی از عواقبش (هرچه که باشد؛ از حرف مردم گرفته تا زندان) نداشته باشد. این خودسانسوریِ رایج یک فرهنگ‌سازیِ از بالا به پایین است یعنی از ابتدا، حکومت‌ها بوده‌اند که فرهنگ‌سازی کرده‌اند و هنجارها را شکل داده‌اند و هنجارها رفتار مردم را شکل داده‌اند و این رفتارها آنقدر تکرار شده‌اند که حالا جزء بدیهیات به نظر می‌رسند به طوری که، شاید حتی به ذهن عده‌ای خطور نکند که می‌شود طور دیگری هم رفتار کرد، حرف زد و زندگی کرد. 

 

قاعدتا تاکنون خودسانسوری داشته‌اید. تمایل دارید یک نمونه از خودسانسوری‌هایی که داشته‌اید را هم‌رسانی کنید؟
ـ مسلما داشته‌ام. اصولا من خودم را آدم محافظه‌کاری می‌دانم بیشتر وقت‌ها به دلیل خدشه‌دار نکردن احساسات کسانی که دوستشان دارم و یا جایی که احساس کردم ممکن است دردسرساز شود، خودسانسوری کرده‌ام. خیلی ساده است مثل وقتی در یک مهمانی فلان لباس را که دوستش داشته‌ام، نپوشیده‌ام.

لطفا یک آدرس ایمیل معتبر وارد کنید