آخرین به روز رسانی
16 ژوئن 2020
سازمان مطبوع
نامعلوم
جنسیت
زن
قومیت
نامعلوم
مذهب
شیعه
استان
تهران
شغل
خبرنگار
حکم دادگاه
یک سال حبس تعزیری
وضعیت
آزاد شده
مقام تعقیب کننده
وزارت اطلاعات
اتهام
تبلیغ علیه نظام
او هشتم شهریور ماه امسال در نامهای که از زندان نوشته تاکید کرده است که گر چه آنها میخواهند کسی به ایران برنگردد اما او از آمدنش به ایران پشیمان نیست و در اوین هم در هوای وطنش نفس میکشد.
ساجده عرب سرخی، دختر فیضالله عرب سرخی، از سران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و معاون وزیر دولت خاتمی است که او هم بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ به مدت چهار سال در حبس بود. ساجده وقتی فرانسه را به مقصد ایران به همراه دختر هشت سالهاش ترک میکرد نمیدانست که از سوی قوه قضاییه برای او به جرم تبلیغ علیه نظام پروندهای تشکیل شده است. او در شهریور ماه سال ۱۳۹۲ و پس از روی کار آمدن دولت حسن روحانی تصمیم گرفت برای دیدار پدر بیمارش که از زندان به مرخصی آمده بود به ایران سفر کند. اما با ورودش به ایران متوجه شد از سوی دو نهاد امنیتی متفاوت دو پرونده قضایی برای او تشکیل شده است. اما نخستین پرونده او از سوی وزارت اطلاعات در شعبه بیست و شش دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه تشکیل شد و دادگاه به صورت غیابی او را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد. . مصداق اتهامات ساجده برای تبلیغ علیه نظام دلنوشتهها و یاداشتهایی بوده است که خطاب به پدرش در فضای سایبری منتشر کرده است.
ساجده عرب سرخی یعد از گذراندن یک سال حبس در زندان روز شانزدهم تیر سال ۱۳۹۴ از زندان آزاد شد.
از سوی دیگر اطلاعات سپاه نیز در یک اقدام جداگانه و به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی او را درگیر پرونده دومی کرده است. او سوم آذرماه سال گذشته با دریافت احضاریه از سوی اطلاعات سپاه به محل دادگاه انقلاب مراجعه کرد قبل از آن به خانم «مریم شربتدار قدس»، مادر ساجده که او هم برای پارهای توضیحات به دادگاه احضار شده بود، گفته بودند که برای رهایی ساجده بعد از بازجویی، نیاز به وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی هست. اما با اینکه خانواده ساجده وثیقه ۲۰۰ میلیونی تودیع کردند قاضی شرط آزادی او را وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی اعلام کرد و یکشب او را در بازداشت نگه داشتند تا روز بعد از آن یعنی روز چهارم آذر ماه این میزان وثیقه تودیع شد و ساجده به خانه برگشت تا پرونده دوم او مراحل تحقیقاتی خود را در دادسرا طی کند.
او هشتم شهریور ماه سال ۱۳۹۳ در نامهای که از زندان نوشته تاکید کرده است که گر چه آنها میخواهند کسی به ایران برنگردد اما او از آمدنش به ایران پشیمان نیست و در اوین هم در هوای وطنش نفس میکشد. این بخشی از نامه ساجده از زندان است: «حالا بگذار آنها دلشان بخواهد که کسی برنگردد، که پنهان هم نیست، و هر روز یک مقام قضایی یا امنیتی خبر از احکام غیابی دهد و تهدید کند تا جوانان و سرمایههایی که قرار است ایرانمان را بسازند در آن سوی مرزها در غربت بسوزند و در این سوی دیوارها در دلتنگی بمانند، تا عرصه برای جولان مفسدان اقتصادی و انحصارطلبان قدرت و ویرانگران خاک مهیا شود و بیدغدغه بتازند. ریشههای فکر و بیان را بخشکانند تا به یاد نیاوری هرآنچه را بر سر مردم آمده و در جریان است، و فراموش کنی ویرانیهای پیشرو را. اما من، زندانی شماره ۲۴۲۲۱۱ محبوس در بند زنان زندان اوین، اگرچه سرم به نشانه خضوع و خشوع در برابر رهبران در حصر جنبش سبز و بزرگان دربند و دلسوزان و دغدغهمندان کشورم به زیر است، بلند میگویم که اگر امروز به یک سال پیش بازگردم و بلیت تهران در دستانم باشد و هنوز فرصت انتخاب داشته باشم، باز هم سرم را بالا میگیرم و به کشورم باز میگردم و دلم برای ایرانم میتپد. حتی اگر این بار بازجوی سپاه در فرودگاه به استقبالم بیاید و مرا به جرم دلنوشتههایی برای پدر دربندم به زندان منتقل کند.»