آخرین به روز رسانی
17 اوت 2020
سازمان مطبوع
نامعلوم
جنسیت
مرد
قومیت
نامعلوم
مذهب
شیعه
استان
تهران
شغل
خبرنگار
حکم دادگاه
نامعلوم
وضعیت
در تبعید
مقام تعقیب کننده
وزارت اطلاعات
اتهام
اقدام علیه امنیت ملی
تشویش اذهان عمومی
محل تولد
Iran
آقای جلالی متولد ١٣۵۴ در تهران است و از ٩ سالگى وارد فضای تئاتر و سینما و موسیقى شد و در دوران دانشگاه کار روزنامهنگاری را به واسطه موضوع پایان نامهاش با روزنامه «ایران» آغاز کرد. وی سابقه همکاری را روزنامههای «تهران امروز»، «همشهری»، «جام جم»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «شرق» و«ایران» و همچنین خبرگزاری «مهر»، «امید» و کارشناس و سردبیر برنامههاى اجتماعى رادیو «گفتگو»، «صداى آشنا» و شبکههاى تلویزیونی را در کارنامه دارد.
بازداشت اول
این روزنامهنگار دانش آموخته رشته مدیریت دولتی در مقطع کارشناسی ارشد است و در سال 1380 برای نوشتن پایان نامهاش با عنوان «تأثیر فرهنگ سازمانى روزنامه ایران بر خبرنگاران این روزنامه» وارد روزنامه ایران شد اما کمی بعد در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در سال 1386 از این روزنامه اخراج شد.
تابستان 1387 ، آقای جلالی فراهانی تصمیم به ساخت مستندی درباره دشواریهای کار روزنامهنگاری در ایران میگیرد؛ روز 17 مرداد ماه همزمان با دوره اول انتخابات انجمن صنفی روزنامهنگاران، هنگام فیلمبرداری در حسینیه ارشاد بازداشت شد.
پس از چند روز بازداشت او به کمک دوستان خبرنگارش در حوزه قوه قضاییه آزاد شد اما تعهد داد که کار «فیلمبرداری» را ادامه ندهد.
بازداشت دوم
پس از انتخابات بحث برانگیز دوره دهم ریاست جمهوری 1388 در حالی که دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری مهر بود، برای کار در رسانه «رادیو فردا» به دبی-امارات سفر کرد. وی پس از ورود به ایران روز 3 آذر ماه 1388 درفرودگاه امام خمینی بازداشت شد و یک هفته تحت بازجویی ماموران امنیتی قرار گرفت.
بازداشت سوم
آقای جلالی هجدم بهمن ماه 1388 با هجوم ماموران امنیتی به منزلش برای بار سوم بازداشت شد. ماموران امنیتی پس از تفتیش منزل برخی از وسایل شخصی از جمله دست نوشتهها، کامپیوتر و دوربین فیلمبرداری اش را با خود به زندان اوین بردند.
جلالی فراهانی که احتمال بازداشت خود را میداد، فیلم های خام مربوط به مستند «ما روزنامهنگاریم» را پیش از بازداشت از بین برده بود: «لحظهای که مجبور شدم یکسری از فیلمها را بسوزانم، یکی از تلخترین لحظههای عمرم بود. تصور کنید با هزار بدبختی در روزهایی که اوج بیکاریات است، برای اجاره کردن دوربین، مسافرکشی کنی و بعد مجبور بشوی برای اینکه به کسی غیر از خودت آسیبی نرسد فیلمهایی را بسوزانی که از جانت برایت عزیزترند.»
پرونده این روزنامهنگار در شعبه دوم دادسرای امنیت اوین رسیدگی شد و سرانجام روز 17 اسفند ماه 1388 آقای فراهانی با تودیع وثیقه آزاد شد.
پس از آزادی از زندان، آقای جلالی فراهانی روزنامه نگاری را رها کرد و قصد داشت به مستندسازی روی آورد اما با فشارهای امنیتی در این خصوص مواجه شد: «ما آمدیم بیرون. اما فشار و اذیت و آزار بازجویم ادامه داشت. از من مىخواستند تا به فضاى رسانهاى برگردم و با آنها همکارى کنم و درباره بچههاى سبز فعال در مطبوعات بنویسم. من هم تسلیم این فشارها نمیشدم. تا اینکه فکر میکنم روز ۱۲ مرداد بود که بازجویم زنگ زد و از من خواست درباره «صبا آذرپیک» به او اطلاعات بدهم. گفتم من اصلاً این خانم را نمىشناسم. گفت دروغ مىگویى و همین چند روز پیش با او تماس تلفنی داشتى. گوشی را قطع کرد. تقریبا نیم ساعت بعد، همسرم زنگ زد و گفت احمد، دوباره زنگ زدهاند و گفتهاند که باید خودت را به دادسرای اوین معرفی کنى. تولد دخترم بود و همه فامیل در خانه ما جمع شده بودند. همان شب تصمیم گرفتم از ایران بروم. فردا صبح همسرم همه طلاهایش را فروخت و تا ظهر همان روز ما با دو چمدان در مسیر ترکیه بودیم.»
روز ششم مهر ماه 1389، «آفتاب نیوز» در گزارشی از مراجعه چندین باره ماموران وزارت اطلاعات به منزل اقوام و نزدیکان آقای جلالی فراهانی خبر دارد. ماموران پیغام داده بودند که هرچه زودتر این روزنامهنگار خود را به شعبه سوم دادسرای زندان اوین معرفی کند. در این گزارش آورده شده وثیقهگذار این روزنامه به دلیل غیبت او با جریمه سنگین مالی از سوی بازپرس پرونده مواجه شده است.
در این پرونده آقای جلالی فراهانی به «اقدام علیه امنیت ملی از طریق برقرارى رابطه با رسانه هاى بیگانه» و «تلاش براى تشویش افکار عمومى از طریق ساختن فیلم هاى غیر قانونى» متهم شده بود.
این مستندساز در حال حاضر در کشور دانمارک به فیلم سازی مشغول است و مستند 90 دقیقه ای «ما روزنامه نگاریم» از جمله کارهای اوست که برای ساخت آن با 150 روزنامهنگار به گفت وگو نشسته بود.