آخرین به روز رسانی

15 ژوئن 2021

سازمان مطبوع

نشریه «دنیای سخن

جنسیت

مرد

قومیت

فارس

مذهب

مسلمان

استان

اصفهان

شغل

هنرمند

حکم دادگاه

بدون حکم- سوقصد به جان

وضعیت

در تبعید

مقام تعقیب کننده

وزارت اطلاعات

اتهام

نامعلوم

تاریخ تولد

1330/4

محل تولد

اصفهان

بیژن بیجاری در تبعید

«بیژن بیجاری» داستان‌نویس ایرانی، از نویسندگان نامه معروف «134 نویسنده» در اعتراض به سانسور و خفقان حکومتی، و عضو کانون نویسندگان ایران است که در سال 1375 به جانش سوقصد شد.

او دو سال پس از سوقصد به جانش از ایران خارج شد.

بیژن بیجاری در سال ۱۳۵۳ از مدرسه عالی ادبیات و زبان‌های خارجی تهران، لیسانس زبان و ادبیات فارسی را دریافت کرد.

داستان‌های کوتاه بیژن بیجاری از سال 1351 در نشریاتی نظیر «آدینه»، «دنیای سخن»، «ارغوان»، «همشهری» و «گردون» منتشر شد. «عرصه‌های کسالت»، «پرگار، «تماشای یک رپیای تباه شده، «باغ سرخ»، «قصه‌های مکرر» و «خانه‌ی آخر» از جمله داستان‌ها و رمان‌های پرفروش بیژن بیجاری هستند.

بیانیه «۱۳۴ نویسنده» که به متن «ما نویسنده‌ایم» هم مشهور است، بیانیه سرگشاده ۱۳۴ نویسنده، روزنامه‌نگار، شاعر، نمایشنامه، فیلمنامه‌نویس، محقق و مترجم ایرانی است که در سال ۱۳۷۳ خواستار «آزادی اندیشه، بیان و نشر آثار» خود شده و به سانسور اعتراض کرده بودند. بیژن بیجاری یکی از امضاکنندگان این نامه بود.

در قسمتی از این نامه آمده است: «هنگامی که مقابله با موانع نوشتن و اندیشیدن از توان و امکان فردی ما فراتر می‌رود، ناچاریم به‌صورت جمعی-صنفی با آن روبرو شویم، یعنی برای تحقق آزادی اندیشه و بیان و نشر و مبارزه با سانسور به شکل دسته‌جمعی بکوشیم. به همین دلیل معتقدیم: حضور جمعی ما، با هدف تشکل صنفی نویسندگان ایران متضمن استقلال فردی ماست. زیرا نویسنده در چگونگی خلق اثر، نقد و تحلیل آثار دیگران، و بیان معتقدات خویش باید آزاد باشد.»

پس از انتشار این نامه، بسیاری از امضاکنندگان با بازداشت، شکنجه، تهدید و ممنوعیت از نویسندگی مواجه شدند.

بیژن بیجاری در سال 1375 و در ماجرای «اتوبوس ارمنستان» هم جزو نویسندگان و روشن‌فکرانی بود که به جانش سوقصد شد. ماجرای اتوبوس ارمنستان یکی دیگر از موارد مطرح در پرونده «قتل‌های زنجیره‌ای ایران» است. در این عملیات ناموفق که در ۱۶ مرداد ۱۳۷۵ رخ داد، وزارت اطلاعات دولت «اکبر هاشمی رفسنجانی» قصد داشت تا تعداد زیادی از چهره‌های فرهنگی کشور را یک‌جا به قتل برساند و به ته دره بفرستد.

اتحادیه نویسندگان ارمنستان از اعضای کانون نویسندگان ایران دعوت کرده بود تا جهت تبادل فرهنگی و برگزاری جلسات شعر و گفت‌وگوی مطبوعاتی، به مدت 3 روز به این کشور سفر کنند. از آن جا که پرواز تهران به ایروان در آن زمان فقط هفته‌ای یک بار برقرار بود و امکان اقامت یک هفته‌ای نیز وجود نداشت، انجام مسافرت با اتوبوس مطرح شد. «غفار حسینی» از اعضای کانون نویسندگان ایران همان زمان به ماجرا مشکوک شد و به صراحت گفته بود «همه‌تان را می‌فرستند ته دره» اما دیگران به حرف او توجهی نکردند.

۲۱ چهره فرهنگی سوار از جمله بیژن بیجاری، با اتوبوسی به رانندگی «خسرو براتی» که بعدها مشخص شد مامور وزارت اطلاعات ایران بوده، راهی ارمنستان شدند. نزدیک صبح مسافران ناگهان متوجه شدند که اتوبوس بر سر یکی از پیچ‌ها توقف کرده و راننده نیست. او را کمی دورتر دیده‌اند که ایستاده است و گفته خوابم برد، ترسیدم و پیاده شدم.

پس از آن دو نفر از مسافران تصمیم گرفتند تا نزدیک راننده بنشینند و او را زیر نظر بگیرند. پس از حدود ۴ متر حرکت، راننده پس از بالا بردن سرعت اتوبوس و حرکت به سمت دره، در را باز کرد و خودش پایین پرید، اما «مسعود توفان» با تیزهوشی فورا فرمان را در دست گرفت و «شهریار مندنی‌پور» نیز ترمز دستی را کشید تا اتوبوس لب پرتگاه متوقف شود.

مسعود توفان که در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۷۸ در روزنامه «آفتاب امروز» شرح ماجرا را نوشته است، گفته که پس از اینکه اتوبوس را متوقف کردند، راننده به اتوبوس بازگشت و ادعا کرد که پیاده شده بود تا زیر اتوبوس سنگ بگذارد. سپس راننده دوباره پشت فرمان می‌نشیند و همان حرکت قبلی را دوباره تکرار می‌کند.

توفان می‌گوید: «بلافاصله پشت فرمان پریدم و آن را چرخاندم. از ترس آنکه پدال گاز زیر پایم باشد جرات فشار دادن آن را نداشتم و بالاخره اتوبوس که یک چرخش به دره افتاده بود، ایستاد.»

به گفته «مسعود بهنود» روزنامه‌نگاری که در اتوبوس بود، آنها سپس ایستگاه پلیسی که نزدیک محل وقوع حادثه بود را در جریان قرار دادند و مسافران به آنجا منتقل شدند. در این زمان «مصطفی کاظمی» یکی از بازجویان معروف وزارت اطلاعات وارد ماجرا شد و تمام مسافران را به زندان آستارا منتقل کرد. آنجا نویسندگان پس از تهدید و اجبار به تعهد سکوت، آزاد شدند.

در پاییز سال ۱۳۷۷ و با ادامه و اوج‌گیری قتل‌های زنجیره‌ای، بیژن بیجاری تصمیم گرفت تا برای همیشه ایران را به مقصد آمریکا ترک کند.

بیجاری در آمریکا هم دستان‌نویسی را ادامه داد، که از جمله آن می‌توان به دو کتاب «تماشای یک رویای تباه شده، باغ سرخ» و «عرصه‌های کسالت، پرگار، قصه‌های مکرر» اشاره کرد.

لطفا یک آدرس ایمیل معتبر وارد کنید