آخرین به روز رسانی

14 ژوئن 2020

سازمان مطبوع

نامعلوم

جنسیت

مرد

قومیت

نامعلوم

مذهب

نامعلوم

استان

تهران

شغل

خبرنگار

حکم دادگاه

یک سال زندان

وضعیت

در تبعید

مقام تعقیب کننده

وزارت اطلاعات

اتهام

تبلیغ علیه نظام

تاریخ تولد

1354/3

محل تولد

اصفهان

احسان مهرابی در تبعید

روز هیجدهم بهمن ماه سال ۱۳۸۸، مامورین امنیتی برای بازداشت این روزنامه نگار به خانه‌اش رفتند، ولی او درخانه نبود و آن‌ها برادرش را بازداشت کردند.
«این همه دیده‌ای و شنیده‌ای که فلانی ناگهان سکته کرده. چرا تو سکته نکنی. حداقل برای تو که جرات خودکشی را نداری، این بهترین آرزو است. کاش بازجو ناشی بود و به جایی ضربه می‌زد که نمی‌شد کاری کرد و از دست می‌رفتی.

احسان مهرابی، متولد خردادماه سال ۱۳۵۴ استان اصفهان است که فعالیت روزنامه نگاری‌اش را از نشریات دانشجویی آغاز کرد و در‌‌ همان ابتدای راه به علت انتشار یک مطلب طنز در نشریه «کاشانه رندان» که از آن استنباط توهین به قرآن می‌شد یک سال از تحصیل در دانشگاه محروم شد.  وی همچنین درتهیه و تدوین فیلمی درباره دادگاه عبدالله نوری، مدیر مسئول روزنامه خرداد درسال ۱۳۷۸ مشارکت داشت.

روز هیجدهم بهمن ماه سال ۱۳۸۸، مامورین امنیتی برای بازداشت این روزنامه نگار به خانه‌اش رفتند، ولی او درخانه نبود و آن‌ها برادرش را بازداشت کردند. احسان با توجه به تجربه‌های پیش از این به خوبی می‌دانست تا مراجعه او برادرش کماکان دربازداشت خواهد ماند، به همین دلیل خود را به مراجع ذیربط معرفی کرد و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.

 در طول دوران بازداشت این روزنامه نگار برای تحت فشار قرار دادن او نیروهای امنیتی به محل کار همسرش رفته و او را هم مورد بازجویی قرار دادند و در پی اعمال فشار به اعضای خانواده‌اش، برادر او را هم از محل کارش به بهانه‌های واهی اخراج کردند.

احسان در دوره نخست زندانش مدت ۸۴ روز را در زندان گذراند که بخشی از این مدت را در زندان انفرادی گذارند. او در مورد تجربه روزهای انفرادی‌اش در آبان ماه سال ۱۳۹۱ در مطلبی به نام قدرت دیوار در وب سایت رادیو فردا می‌نویسد: «این همه دیده‌ای و شنیده‌ای که فلانی ناگهان سکته کرده. چرا تو سکته نکنی. حداقل برای تو که جرات خودکشی را نداری، این بهترین آرزو است. کاش بازجو ناشی بود و به جایی ضربه می‌زد که نمی‌شد کاری کرد و از دست می‌رفتی. شب از نیمه گذشته خوابت نمی‌برد اما کمی چشم‌هایت سنگین شده. باز هم آرزو می‌کنی که صبحی درکار نباشد. صدای چرخ صبحانه می‌آید. چشمانت را بازمی کنی. نمی‌دانی کی خوابت برده. یک روز دیگر شروع شده و تو هنوز زنده‌ای. بلند می‌شوی و صد بار خودت را نفرین می‌کنی برای زنده بودنت.»

این روزنامه نگار روز دوازدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۹ با وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد اما هنوز چند روزی از آزادی اش نگذشته بود که او را مجددا به دادسرای شهید مقدس در زندان اوین احضار کرده و به جرم ارتباط و مصاحبه با رسانه‌های فارسی زبان خارج از ایران، به فعالیت تبلیغی علیه نظام متهم کردند.

پرونده او به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه ارسال و او در دادگاه بدوی به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. حکم مذکور عینا در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر به ریاست قاضی زرگر تائید و او برای اجرای حکم به زندان احضار شد. او 2 بهمن 89، خود را به اجرای احکام زندان اوین معرفی کرد و ۹ ماه در بند ۳۵۰ زندان اوین زندانی شد. مهرابی در طول این مدت از حق مرخصی و تماس تلفنی با خانواده خود محروم بود. سرانجام او در روز دوم آبان ماه سال ۱۳۹۰ از زندان آزاد شد و یک ماه پس از آزادی از ایران خارج شده و به ترکیه رفت.  احسان مهرابی هم اکنون در کشور آلمان سکونت دارد و کماکان فعالیت روزنامه نگاری خود را ادامه می‌دهد.

لطفا یک آدرس ایمیل معتبر وارد کنید