آخرین به روز رسانی
27 فوریه 2022
سازمان مطبوع
نامعلوم
جنسیت
مرد
قومیت
آذری
مذهب
مسلمان
استان
تهران
شغل
کنشگر جامعه مدنی
حکم دادگاه
پانزده سال زندان
وضعیت
آزاد شده
مقام تعقیب کننده
حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران
اتهام
توهین به رهبری
تاریخ تولد
1364/4/14
محل تولد
ملکان، آذربایجان شرقی
سلامتی حسین که پیش از آن از بیماری نارسایی کلیه رنج میبرد، در زندان به علت فشارهای وارد شده و عدم پیگیری درمانش رو به وخامت گذاشت و با اینکه پزشکی قانونی تایید کرده بود که بایستی برای پیگیری روند درمانش مرخصی بگیرد، اما قاضی پرونده و سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی نسبت به این مسئله مقاومت کردند و همین امر باعث شد او یکی از کلیههایش را در زندان از دست بدهد.
حسین چهاردهم تیرماه ۱۳۶۴ در ملکان واقع در آذربایجان شرقی به دنیا آمد. او که با اسم مستعار «بابک خرمدین» در حوزه برنامه نویسی و فیلترینگ صاحب نظر بوده، در رشته نرم افزار کامپیوتر تحصیل کرده است. رونقی ملکی از معترضان به نتایج انتخابات سال ۱۳۸۸ بود. اولین بار حسین روز بیستم آذرماه سال ۱۳۸۸ در خانه پدریاش توسط نیروهای امنیتی و سایبری سپاه پاسداران همراه با برادرش حسن بازداشت شد. هر دوی آنها را به بند دو زندان الف وابسته به سپاه پاسداران منتقل کرده و تحت فشارهای شدید فیزیکی و روانی برای اعتراف قرار گرفتند این در حالی بود که برادر حسین هیچ گونه فعالیت سیاسی یا سایبری نداشت و فقط برای تحت فشار گذاشتن او بازداشت شده بود.
برادرش بعد از تحمل یک ماه مشقت بار در انفرادی بند دو الف با وثیقه ۸۰ میلیون تومانی آزاد شد اما حسین مدت ۱۳ ماه را در سلولهای انفرادی بند دو الف سپاه باقی ماند تا شاید به اعترافات تلویزیونی بر علیه خودش راضی شود. سلامتی حسین که پیش از آن از بیماری نارسایی کلیه رنج میبرد، در زندان به علت فشارهای وارد شده و عدم پیگیری درمانش رو به وخامت گذاشت و با اینکه پزشکی قانونی تایید کرده بود که بایستی برای پیگیری روند درمانش مرخصی بگیرد، اما قاضی پرونده و سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی نسبت به این مسئله مقاومت کردند و همین امر باعث شد او یکی از کلیههایش را در زندان از دست بدهد.
درگذشت آرش ارکان، یکی دیگر از بازداشت شدگان بعد از وقایع انتخابات در زندان که بیماری مشابه بیماری حسین رونقی داشت و به علت کم توجهی زندانبانان در زندان درگذشت، باعث نگرانی جامعه حقوق بشری و خانواده اش نسبت به وضعیت او شد، به شکلی که خانوادهاش در دفعات مختلفی آنها را مسئول جان حسین معرفی میکردند و بسیاری از شخصیت های بین المللی و فعالان حقوق بشری خواهان آزادی او شدند. او در آن روزهایی که بیماری اش رو به وخامت گذاشت، در دو نوبت در تیرماه و مردادماه سال ۱۳۹۰ خطاب به دادستان تهران نامه نوشت و نسبت به شرایط دشوار فیزیکیاش هشدار داد و گفت که شرایط دسترسی به دارو، تغذیه مناسب و کلینیک تخصصی برایش فراهم نیست و همین مسئله وضعیت فیزیکی و سلامتیاش را به سوی شرایط وخیم و خطرناکی سوق داده و او به حکم وجدان و عقل در برابر به خطر افتادن سلامتیاش سکوت نمیکند.
او پیش از آن نیز در چند نوبت دیگر در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی اش دست به اعتصاب غذا زده بود، یک بار در روز سوم خردادماه سال ۱۳۸۸ به خاطر اعمال این فشارها در زندان اوین اعتصاب کرد که همزمان با او، مادرش نیز در اعتراض به بیخبری از وضعیت حسین که به انفرادی منتقل شده بود، تا دو هفته با او همراهی کرد. پس از آن هم مجددا در مرداد ماه همان سال در اعتراض به فشارهای اعمال شده برای تن دادن به اعترافات تلویزیونی بر علیه خودش دست به اعتصاب غذا زده بود.
در وبلاگ «واقعیتهای زندگی» دلنوشتههایی از حسین درباره همان روزها هست که بعدها در روزهای مرخصی خطاب به بازجویش نوشته: « روز اول به من گفتی ما چهل و هشت ساعت بیشتر تو را نگه نمیداریم، فقط با ما باش! گفتم من شش ماه میمانم ولی خودم میمانم! دروغ گفتی ۱۳ ماه مرا در بند امنیتی و انفرادی نگه داشتی! به هنگام حکم دادن گفتی که بیشتر از ۲ سال به تو حکم نمیدهیم! گفتم من برای ۶ سال آمادهام! دروغ گفتی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکومم کردی! مریض بودم، گفتی میبریمت بهترین بیمارستان تهران و خودمان درمانت میکنیم! گفتم چند وقتی به من فرصت دهید سلامتیم را بدست آورم دوباره در اختیار شما هستم! دروغ گفتی مثل همیشه. مرخصی بودم، گفتی هدف ما متلاشی کردن ایران پروکسی بود که این کار را کردیم تو دشمن ما نیستی و میدانیم که حکم ۱۵ سال برای تو زیاد است تو را زندان نمیبریم. گفتم شما تعیین میکنید چه اتفاقی برای من بیفتد! دروغ گفتی و مرا دوباره به بند میکشی! »
پرونده حسین رونقی ملکی برای رسیدگی به شعبه بیست و ششم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی فرستاده شد و در شهریور ماه سال ۱۳۸۹ و بعد از یازده ماه حبس موقت برای او قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی صادر شد اما قاضی پرونده از آزادی حسین جلوگیری کرد. سرانجام قاضی پرونده او را به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم کرد و او در مهرماه سال ۱۳۸۹ در اعتراض به حکم صادر شده دست به اعتصاب غذا زد که این بار وضعیت جسمی خطرناکی پیدا کرد و باز هم سر وکارش به بیمارستان افتاد. حسین به حکم دادگاه بدوی اعتراض کرد اما در آذرماه سال ۱۳۸۹ این حکم از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر نیز تایید شد و او از بند دو الف زندان سپاه به بند ۳۵۰ اوین منتقل گردید. حسین روز دوازدهم شهریورماه سال ۱۳۹۳ از زندان اوین آزاد شد گر چه هنوز مشخص نیست که او برای ادامه معالجاتش به مرخصی آمده یا اینکه با بخشودگی بخشی از دوران محکومیتش از زندان آزاد شده است.
روز ۴ اسفند ۱۴۰۰، «حسن رونقی» در صفحه شخصی خود در توییتر از بازداشت «حسین رونقی» وبلاگ نویس و فعال مدنی در ایران خبر داد. او مسئولیت بازداشت برادرش را متوجه بیت آیت الله علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران و قوه قضائیه دانست.
حسن رونقی در این توییت با اشاره به مفقود شدن برادرش نوشت: «برادرم از صبح که از خانه خارج شده ازش خبری نیست. طبق گفته بعضی دوستان چندین بار با شماره ناشناس سازمانی باهاش تماس گرفته شده. امروز در یک فایل موقت که پاک شده برام فرستاده بود که اگه ازم خبری نشد خبر رسانی کنید. هر اتفاقی برای حسین بیفته مسئول بیت رهبری ، سپاه ،قوه قضاییه هست.»
آقای رونقی در دوره بازداشت قبلی خود به بیماری کلیوی مبتلا شده بود. حسین رونقی روز ۳ اسفند ۱۴۰۰ در اعتراض به تصویب طرح صیانت از فضای مجازی که توسط مجلس یازدهم پیگیری میشود در صفحه شخصی خود در توییتر نوشته بود: «اگر نمیتوانید حقیقت در مورد طرح صیانت و سانسور اینترنت را بنویسید، روی حقیقت خاک نپاشید.
طرح صیانت تصمیم کلیت نظام براساس نظر و خواسته رهبر جمهوری اسلامی است که گفته بودند: فضای مجازی باید مدیریت شود»، اصلاحطلبان و اصولگرایان در کنار هم در این چرخه مجری و تابع دستور بودند!»
از نهاد بازداشتکننده و محل نگهداری حسین رونقی اطلاعی در دست نیست.