آخرین به روز رسانی
نامعلوم
سازمان مطبوع
«روزنامه «صور اسرافیل
جنسیت
مرد
قومیت
نامعلوم
مذهب
مسلمان
استان
تهران
شغل
خبرنگار
حکم دادگاه
نامعلوم
وضعیت
کشته شده
مقام تعقیب کننده
نامعلوم
اتهام
نامعلوم
«میرزا جهانگیرخان شیرازی» از مشروطه خواهان سرشناس و مدیر روزنامه «صور اسرافیل»، جزو هشت نفری بود که به عنوان سران جنبش، «محمدعلی شاه قاجار» پیش از به توپ بستن مجلس شورای ملی، خواستار تبعید آن ها شد. اما با رد درخواست او از سوی نمایندگان و در اثر ایستادگی و سرپیچی آن ها از فرمان شاه، بالاخره با فرستادن کلنل «لیاخوف»، فرمانده بریگاد «قزاق»، حمله به مجلس را آغاز کرد.
لیاخوف با نیروهایش مجلس را محاصره کردند و ساختمان آن و مدرسه «سپهسالار» را در روز دوم تیر ۱۲۸۷(۲۳ ژوئن ۱۹۰۸) به توپ بستند. وکلای مردم پراکنده و عده زیادی از مدافعان مجلس در این حمله کشته شدند. محمدعلی شاه لیاخوف را به حکومت نظامی منصوب کرد و به تعقیب نمایندگان و دیگر آزادیخواهان پرداخت. میرزا جهانگیرخان که به صور اسرافیل معروف بود، «ملک المتکلمین» و «قاضی ارداقی» هم در باغشاه، پس از شکنجه در برابر محمدعلی شاه کشتند.
میرزا جهانگیرخان شیرازی، مدير روزنامه صوراسرافيل، فرزند «آقا رجبعلی»، در سال 1292 هجری قمری در خانواده ای فقير در شيراز متولد شد. پدرش را در کودکی از دست داد و تربیت او را عمه و مادربزرگش برعهده گرفتند. در پنج سالگی به تهران آمد و 9 سال بعد، در سال 1306 هجری قمری به اتفاق عمه و مادرش دوباره به شیراز بازگشت و با تنگدستی زياد شروع به درس خواندن کرد.
پس از پایان تحصیل مقدماتی در شیراز و فراگرفتن دورههای نجوم، ریاضی، منطق و خوشنویسی، 19 ساله بود که بار دیگر راهی تهران شد تا تحصیل خود را در مدرسه «دارالفنون» تکمیل کند. این دوره مصادف بود با سال های آغازین سلطنت «مظفرالدین شاه» و شروع زمزمه های آزادی و آغاز جریان مشروطه خواهی. او از علاقهمندان اندیشههای «میرزا آقاخان کرمانی»، داماد «یحیی صبح ازل» و از بنیانگذاران ناسیونالیسم نوین ایران بود. دلبستگی او به افکار و آثار میرزا آقا خان کرمانی چنان بود که دو اثر وی را به نام «آیینه اسکندری» و تاریخ نظم «نامه باستان» برای انتشار با خطی خوش تصحیح و بازنویسی کرد.
میرزا جهانگیر خان با آغاز مشروطهخواهی، به عضویت انجمن های متعددی که در آن زمان شکل گرفتند، درآمد و به تندروترین این انجمن ها، «اجتماعیون عامیون» که مرکزش در باکو بود و نیز «انجمن آذربایجان» پیوست. فعالیت سیاسی او بعد از تشکیل اولین دوره مجلس شورای ملی و استقرار مشروطه پایان نیافت و به همراه دیگر تندروان مخالف محمدعلی شاه، به «کمیته ملی» ملحق شد.
کمیته ملی 15 عضو داشت. «میرزا نصرالله ملکالمتکلمین»، «سیدجمالالدین واعظ اصفهانی»، «سیدمحمدرضا شیرازی مساوات»، «ابراهیم خان حکیمالملک»، «سیدحسن تقیزاده»، «سیدعبدالرحیم خلخالی»، «سیدجلیل اردبیلی»، «حسینقلیخان نواب»، «ادیبالسلطنه»، «جهانگیرخان شیرازی»، «میرزا علیاکبر خان دهخدا»، «میرزا داود خان»، «میرزا محمدعلی خان نصرتالسلطان»، «ابوالحسن خان معاضدالسلطنه» و «میرزا سلیمان خان» هر نیمه شب در منزل حکیمالملک در خیابان «پستخانه» گردهم جمع میشدند و با طلوع آفتاب محل را ترک میکردند. هدف این تشکل، تهییج افکار عمومی به منظور مبارزه با محمدعلیشاه بود. سخنورانی چون سیدجمالالدین و ملکالمتکلمین با سخن رانی های خود و میرزاجهانگیرخان، مساوات و دهخدا با انتشار روزنامه و مقالات تند، به این هدف کمک میکردند.
میرزا جهانگیر خان به همراه «علیاکبر خان قزوینی» و «قاسم خان تبریزی»، منشی آبدارخانه محمدعلی شاه تصمیم به انتشار روزنامهای گرفتند که سرمایه آن را قاسمخان تبریزی فراهم کرد و آن را صوراسرافیل نامیدند. مدیریت روزنامه برعهده میرزا جهانگیرخان بود.نخستین شماره این روزنامه در هفدهم ربیعالاخر 1325 در تهران منتشر شد. در سرلوحه اولین شماره که به رنگ نارنجی بود، فرشته «اسرافیل» را نشان می داد که در «صور» میدمید و گروهی در زیر پای او خواب و گروهی بیدار بودند. اسرافیل نواری در دست داشت که بر روی آن سه کلمه «حریت»، «مساوات» و «اخوت» نوشته شده بود.
مسلک روزنامه سیاسی، تاریخی و اخلاقی بود که در شماره نخست به چاپ دوم رسید. اکثر مقالات روزنامه صوراسرافیل بدون نام نویسنده منتشر می شدند و تنها ستون «چرندو پرند» بود که امضای میرزا علی اکبر خان قزوینی دخو را داشت.
راه و روش روزنامه، روشن كردن مفهوم واقعی مشروطيت وحمايت از مجلس و كمك به روستایيان، ضعفا، فقرا و مظلومين تعریف شده بود. اهميت روزنامه صوراسرافيل را در نقد اوضاع اجتماعی و سياسی ايران آن روز و در آگاه ساختن مردم به اصول آزادی، به ویژه در مقالات طنزآميز ستون چرند و پرند دهخدا می دانند.
صور اسرافیل در طول عمر یک سال و یکماهه خود، ده بار توقیف و تعطیل شد به نحوی که در طی این مدت به جای ۵۵ یا ۵۶ شماره، بیش از ۳۲ شماره منتشر نشد. این توقیفها، گاه به «امر مجلس» گاه به «حکم دولت»، زمانی در اثر حمله اوباش و چند روزی بر حسب «ضرورت و مصلحت» رخ داد.
صوراسرافيل جزو روزنامه های تندرو آن زمان به شمار می رفت كه بر ضد استبداد، هيأت حاكمه و اوضاع سياسی آن دوره می تاخت و تاثیر زیادی در روشنگری مردم داشت. پس از آن كه محمدعلیشاه مجلس را به توپ بست و اساس مشروطيت را به هم زد، ستم وجور و حبس و قتل آزادی خواهان و مشروطه طلبان آغاز شد. عده ای از وحشت و ترس از جان خود به سفارت خانه های انگليس، عثمانی و فرانسه پناه بردند و عدهای زندگی مخفی در پيش گرفتند تا دوباره مشروطيت با تلاش آزادیخواهان تبريز و رشت به سركردگی «ستارخان» و «باقرخان» جان گرفت. عدهای هم در همان روزهای اول، با وضع دلخراشی دستگير و به چنگ حكومت و عوامل محمد علیشاه افتادند. شماری از آنها، از جمله ميرزا جهانگير خان و ملك المتكلمين به طرز فجيعی كشته شدند.
«ناظمالاسلام كرمانی» در صفحه 162 جلد دوم «تاريخ بيداری ايرانيان» نوشته است: «جهانگير خان را كه روز دوم از اين واقعه (منظور از واقعه توپ بستن مجلس) طناب انداخته بودند، دروقت كشتن گفته بود زنده باد مشروطيت و اشاره كرده بود به زمين و گفته بود ای خاك، ما برای حفظ تو كشته شديم.»
پس از آن، گماشتگان استبداد، اجسادشان را به خندقی اطراف باغشاه انداختند اما دوستان این دوتن از این واقعه باخبر شدند و شبانه در همان خندق پشت دیوارهای باغشاه، یعنی محل فعلی، واقع در خیابان «کمالی»، خیابان «مخصوص»، کوچه «شهید ابراهیمی» اجساد آن ها را دفن کردند. بعد از استبداد صغیر، سنگ قبری هم برایشان گذاشته شد که حاوی نام هر دو نفر است.
با گسترش تهران، خانواده ملک المتکلمین بنایی در آن جا ساختند اما پس از ایجاد بیمارستان «لقمان حکیم» در سال 1349، این خانه آسیب بسیاری دید و امروز پس از تعریض بیمارستان، وضعی اسفبار پیدا کرده است.
سیدحسن تقی زاده، «محمدعلی تربیت» که موسس کتابخانه تربیت، نخستین کتابخانه مدرن ایران در تبریز بود و علی اکبر دهخدا که روزنامه صوراسرافیل به مدد قلم طناز او در ستون چرند و پرند رونقی مضاعف داشت، از جمله مشروطه خواهانی بودند که جان به در بردند و با نظر مساعد شاه مستبد، از راه تفلیس، به پاریس نفی بلد شدند.
دهخدا در «ایوردن» سوییس سه شماره دیگر از صوراسرافیل را در اول و نیمه محرم و نیمه صفر سال 1327 هجری قمری (سوم و هفدهم بهمن و هفدهم اسفند سال 1287 شمسی) منتشر کند.