آخرین به روز رسانی
25 آوریل 2021
سازمان مطبوع
رادیو و تلویزیون ملی ایران
جنسیت
مرد
قومیت
فارس
مذهب
شیعه
استان
تهران
شغل
هنرمند
حکم دادگاه
حبس ابد قبل از انقلاب، محرومیت از فعالیت سینمایی بعد از انقلاب
وضعیت
در تبعید
مقام تعقیب کننده
نامعلوم
اتهام
اقدام علیه امنیت ملی
تاریخ تولد
1322
محل تولد
ساری
رضا علامهزاده که پیش از انقلاب اسلامی ایران در رادیو و تلویزیون ملی ایران در حکومت پهلوی فعالیت میکرد، در سال 1352 و به اتهام «گروگانگیری همسر پادشاه به منظور آزادی زندانیان سیاسی» دستگیر و ابتدا به اعدام و سپس به حبس ابد محکوم شد.
بخت با او یار بود که چندماه مانده به وقوع انقلاب ایران و در برنامه آزادسازی تمام زندانیان سیاسی توسط شاه ایران به منظور رضایت انقلابیون، او نیز آزاد شد.
علامهزاده در گفتوگو با رادیوفردا درباره ماجرای بازداشتش گفت: «پنج سال قبل از انقلاب در خانهام دستگیر شدم. اولش به اتهام گروگانگیری شهبانو فرح بود و بعد هم اتهامات دیگر اضافه شد؛ مثل ترور. در دو دادگاه نظامی هربار به اعدام محکوم شدم، ولی بعد از یکی دو ماه زیر اعدام ماندن، با یک درجه عفو به حبس ابد محکوم شدم و تا دو ماه قبل از انقلاب هم من در زندان بودم.»
علامهزاده به همراه یازده نفر دیگر از جمله «خسرو گلسرخی» و «کرامتالله دانشیان» که نیروهای سیاسی چپ و از اعضای روزنامه کیهان بودند و هردو نهایت اعدام شدند، بازداشت شد. اتهام این گروه این بود که تلاش داشتند تا در مراسم جشن سینمای کودک و نوجوان، شهبانو فرح یا ولیعهد وقت «رضا پهلوی» را به گروگان بگیرند.
او خود میگوید: «اتهام همه ما یکی نبود. من و عباس سماکار در تلویزیون ملی ایران کار میکردیم و تازه فارغالتحصیل شده بودیم. من کارگردان بودم و او فیلمبردار بود. من در جشنواره جهانی فیلم کودک که چندماه بعد از بازداشتمان قرار بود برگزار شود فیلمی داشتم. فیلم «دار» که احتمال داشت جایزهای ببرد. پس ما با هم به عنوان دو دوست صحبت کردیم که در آنجا برای آزادی زندانیان سیاسی اقدامی بکنیم و مطلبی بخوانیم. این صحبت از طریق سماکار به کس دیگری و دیگران منتقل شد و ابعادش وسعت پیدا کرد و به گروه گلسرخی وصلش کردند. چون آنها هم در زمان دیگری درباره ترور شاه صحبت کرده بودند. پرونده به این شکل توسط ساواک ساخته شد و تمام این چیزها را خودشان بزرگ کردند و یک صحبت بین چند همکار را به هم چسباندند.»
بعد از انقلاب
علامهزاده که در نهایت چندماه مانده به انقلاب اسلامی ایران آزاد شده بود، فیلم «حرف بزن ترکمن» را سه ماه پس از انقلاب ساخت که درباره جنگ و دعوای مردم منطقه «ترکمن صحرا» با نظام جمهوری اسلامی ایران بود که فیلمش با اعتراض انقلابیون مواجه و توقیف شد.
یک سال بعد نیز فیلم «ماهی سیاه کوچولوی دانا» را ساخت که درباره «صمد بهرنگی» شاعری بود که در زمان حکومت پهلوی به طرز معماگونهای فوت کرد، اما این فیلم توقیف شد.
او پس از توقیف و عدم نمایش این 2 فیلم، در سالهای بعد چندین فیلم دیگر هم ساخت که همگی به خاطر نگاه سیاسی چپگرایانهاش توقیف شدند و هیچکدام فرصت نمایش نیافتند. او مدتی بعد در جلسهای نیز در تهران از مشاغل دولتی محروم شده است.
علامهزاده در این بار میگوید: «من در آن چهار سال و اندی بعد از انقلاب ایران همه فیلمهایم ممنوع بود. حتی فیلمی درباره محاصره آبادان در اوایل جنگ ایران و عراق ساختم که آن هم توقیف شد و نشان داده نشد. در آخر من مشغول ساختن یک سری فیلم برای کودکان بودم و در شمال کشور مشغول فیلمبرداری بودم که مرا به تهران فراخواندند. در آن جلسه که به آن پاکسازی میگفتند، حاکم شرعی بود و نهایتا مرا به اخراج دائم از مشاغل دولتی محکوم کردند. برای دادگاه بعدی هم من دیگر نرفتم و در واقع مخفی شدم و توانستم به شکل غیرقانونی و قاچاقی از طریق ترکیه و بعد از مدتها از ترکیه به هلند برسم.»
او پنج سال بعد از انقلاب، در سال 1362، ایران را ترک کرد. اول به ترکیه و بعد به هلند مهاجرت کرد.
علامهزاده پس از خروج از ایران فیلمهای مستندی همچون «میهمانان هتل آستوریا» درباره مهاجرت و مهاجرین ایرانی، یا «تابوی ایرانی» را درباره مشکلات بهاییان در ایران ساخت. آخرین فیلم او نیز تا این لحظه «با من از دریا بگو» است که در مورد کشتار شماری از زندانیان توسط حکومت ایران در تابستان سال 1367 است.
علامهزاده درحال حاضر به جز فیلمسازی، بهطور منظم به کار نوشتن و چاپ کتاب کودکان مشغول است و در دانشگاههای هالینز ویرجینیای آمریکا، لیدز متروپولیتن انگلستان و همچنین مرکز آموزش رادیو و تلویزیون هلند نیز مستندسازی را تدریس میکند.