آخرین به روز رسانی

نامعلوم

سازمان مطبوع

روزنامه «اعتماد»

جنسیت

زن

قومیت

نامعلوم

مذهب

مسلمان

استان

تهران

شغل

خبرنگار

حکم دادگاه

سه سال حبس تعزیری

وضعیت

در تبعید

مقام تعقیب کننده

وزارت اطلاعات

اتهام

تبلیغ علیه نظام
توهین به رهبری

سولماز ايكدر در تبعید

«سولماز ایكدر» روزنامه‌نگار و از فعالان اجتماعی و مدافعان حقوق کودکان و زنان است. او با سازمان‌های غیر‌دولتی حامی کودکان کار و زنان سرپرست خانوار و «خانه کار» بچه‌های مناطق «شوش» و پاسگاه «نعمت آباد» تهران همکاری داشته است.

سولماز برای نخستین بار در تاریخ نهم شهریور 1387 و هم‎زمان با بیستمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی، در مقابل گورستان «خاوران» بازداشت شد.

او ١٢ روز را در زندان انفرادی گذراند و در روز نوزدهم شهریور ٨٧ با سپردن وثیقه یک‏صد میلیون تومانی، به صورت موقت آزاد شد. دادگاه سپس او را به شش ماه حبس تعزیری محکوم کرد.

سولماز ایكدر در بین سال های ٨٧ تا ٩٣ همواره در تجمعات و فعالیت‌های اجتماعی حضور فعال داشته و بار‌ها مورد بازجويی و فشار نهاد‌های امنيتی قرار گرفته است.

او یک بار دیگر در جریان مراسم تدفین «رضا هدی صابر»، در «بهشت زهرا» بازداشت شد.

سولماز را روز ٢١خرداد سال ۹۴، در حالی که برای ادامه تحصیل قصد خروج از کشور داشت، در فرودگاه بازداشت و ممنوع الخروج کردند.

ایکدر پس از تفهیم اتهام در شعبه چهار دادسرای «فرهنگ و رسانه»، به دلیل فراهم نشدن مبلغ قرار وثیقه ٢٠٠ میلیون تومانی، برای یک شب به زندان «قرچک» فرستاده شد. در آن جا نیز کیفر خواست سومی را به اتهام «توهین به مقامات نظام» علیه او نوشتند که به خاطر آن در دادگاه کیفری به جریمه نقدی محکوم شد.

دادگاه دیگر سولماز در ۲۸ مهر ۹۴ برگزار و حکم وی در روز ۱۹ آبان به او ابلاغ شد. براساس این حکم، سولماز به اتهام های «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام»، سه سال حبس تعزیری گرفت.

در پی اعلام حکم قطعی سه سال حبس تعزیری به این فعال مدنی، در حالی که ممنوع الخروج و ممنوع التحصیل بود، ناچار شد در آذرماه سال 94 ایران را به صورت غیرقانونی ترک کند و در ترکیه ساکن شود. او هم اکنون درخواست پناهندگی داده و منتظر انجام روال قانونی برای رفتن به کشور میزبان است.

سولماز درباره دلیل خروجش از ایران به وب سایت «خبرنگاری جرم نیست» گفته بود: «فشار‌ها به حدی زیاد بود که مدیران روزنامه‌ها اگرچه با این موضوع مخالف بودند اما نمی‌توانستند به خبرنگارهایی که قبلا زندان بودند، اجازه کار دهند.

به طوری که در ابتدا به آن‌ها می‌گفتند گزارش‌ها را به نام خودت منتشر نکن، بعد می‌گفتند از خانه خبر بفرست و به تدریج حذفت می‌کردند. البته کار تنها مشکل نیست، چرا که بسیاری از این افراد با این که ممنوع‌الخروج نبوده اند، نمی‌توانند پاسپورت بگیرند. ما مصالحه کردیم و از خیلی از خواسته‌هایمان گذشتیم که زندگی کنیم. پس چرا باید زندان برویم و زندان را تحمل کنیم؟ به این هم فکر کردم که بعد از این که زندان تمام شود، چه بر سر من می‌آید. چرا که من محروم از تحصیل هستم. حتی این منع تحصیلی هم در دوران ریاست جمهوری روحانی تغییر نکرد. با خودم فکر کردم اگر نتوانم کار یا تحصیل کنم و یا اجازه خروج از کشور به صورت قانونی را هم نداشته باشم، زندگی چه کیفیتی دارد؟ این بود که دل به دریا زدم و از ایران خارج شدم.»

او از اولین خبرنگارانی بود که پس از وقوع زلزله «ورزقان»، بلافاصله در محل حادثه حضور یافت و گزارش‌ها و مشاهدات خود از ابعاد حادثه را به صورت مستقل منتشر کرد. سولماز ایکدر به همین دلیل تحت فشار نیروهای امنیتی قرار گرفته بود.

سولماز یک بار دیگر و در جریان تجمع زنان در برابر ورزشگاه «آزادی» نیز در اعتراض به ممنوعیت ورود زنان برای مشاهده بازی‌های والیبال تیم ملی ایران، به همراه «میرا قربانی فر»، «ژیلا بنی‌یعقوب»، «صبا آذرپیک» و تعدادی دیگر از فعالان بازداشت اما چند ساعت بعد با وجود وثیقه‌ای که از سال ٨٧ برای وی سپرده شده بود، آزاد شد. او در آخرین فعالیت رسانه‌ای خود با روزنامه «مردم امروز» همکاری می‌کرد.

 سولماز ایکدر سابقه کار در روزنامه های «فرهیختگان»، «مردم امروز»، «آسمان»، «بهار» و «شرق، »، «اعتماد»، «شرق»، هفته نامه «صدا» و ماهنامه «مهرنامه» را دارد. او همچنین عضو کمپین یک میلیون امضا بود.

لطفا یک آدرس ایمیل معتبر وارد کنید